انعطافپذيري ذهن؛ كليد پرهيز از خشونت
مهدي خاكيفيروز
تصور كن وارد اتاقي شوي كه ديوارهايش پر است از صداها و تصاويري كه هر كدام، يادآور يك باور، يك ايده يا يك قضاوت است. كتاب «مغز ايدئولوژيك» اثر لئور زميگراد مانند دوستي مهربان است كه آرام دستت را ميگيرد و تو را در اين اتاق بزرگ همراهي ميكند تا ريشه باورها را ببيني، بفهمي چگونه شكل گرفتهاند، چرا محكم ايستادهاند و چگونه ممكن است تغيير كنند؟ اين كتاب درباره ذهن انسان است، درباره اينكه مغز چگونه دنيا را ميبيند و باورها چگونه شكل ميگيرند و بر روان و رفتار ما تاثير ميگذارند.
باورهاي ما اغلب ساده به نظر ميآيند، اما حقيقت اين است كه محصول هزاران تجربه، هزاران لحظه و هزاران ارتباط انسانياند. مغز ما براي آنكه بتواند دنياي پيچيده را بفهمد، از الگوها استفاده ميكند. اين الگوها در طول زندگي شكل ميگيرند، تكرار و مستحكم ميشوند تا ساختاري پيدا كنند كه ما آن را جهانبيني يا ايدئولوژي ميناميم. عصبشناسي كمك ميكند بفهميم مغز چگونه اطلاعات را پردازش ميكند و وقتي اطلاعات تازه با تجربههاي گذشته همخواني ندارد، مقاومت نشان ميدهد. اين مقاومت طبيعي و راهي است براي حفظ امنيت رواني و هويتي در برابر تجربهها و مشاهدات متنوع.
انعطافپذيري ذهن، موضوع مهم ديگري است كه كتاب به آن ميپردازد. ذهن انسان گاهي مانند دريچهاي است كه اجازه ورود نور حقيقت را ميدهد و گاهي مانند ديواري ستبر كه در برابر اطلاعات تازه مقاومت ميكند. برخي افراد وقتي با ديدگاه جديد روبهرو ميشوند، آرام ميپذيرند و برخي ديگر مقاومت ميكنند. اين واكنشها بازتابي از عملكرد طبيعي مغز هستند و گاهي به ناخودآگاه ذهن ارجاع دارد.
از منظر روانشناسي ميتوان بررسي كرد كه رفتار و احساسات ما چگونه شكل ميگيرند و جامعهشناسي توضيح ميدهد كه اين باورها چگونه در روابط ميان افراد شكل ميگيرند و تكرار ميشوند. علوم سياسي نشان ميدهد اين باورها چگونه بر تصميمگيري جمعي و ساختارهاي اجتماعي اثر ميگذارند. وقتي اين چهار حوزه را كنار هم ميگذاريم، تصوير روشنتري از چگونگي شكلگيري باورها و اثر آنها بر زندگي فردي و اجتماعي پيدا ميكنيم. ايدئولوژيها به نوعي نقشه راه مغز هستند و به ما كمك ميكنند جهان را سادهتر بفهميم، جايگاه خود را بشناسيم و ديگران را دستهبندي كنيم. اما وقتي اين نقشهها بيش از حد محكم شوند و ذهن در برابر حقيقتهاي تازه مقاومت كند، گفتوگو و تعامل ميان افراد دشوار ميشود. اين همان نقطهاي است كه راديكاليسم سياسي شكل ميگيرد، جايي كه افراط و خشونت به راهحل تبديل ميشوند. در بسياري از قارهها، جريانهاي خشونتطلب رشد كرده و آزاديهاي انساني را محدود ميكنند. در اروپا در قرون گذشته، ظهور گروههاي افراطي مذهبي باعث شد انسانها براي عقايدشان مجازات شوند و زندگي روزمره با ترس و محدوديت همراه باشد. در خاورميانه، جريانهاي خشونتطلب و رژيمهاي اقتدارگرا توانستهاند ذهن جمعي را تحت كنترل بگيرند و زيباييهاي ساده زندگي مانند خنده، هنر و موسيقي را به حاشيه برانند. در آفريقا و برخي كشورهاي آسيايي، گروههاي افراطي با اتكا به باورهاي سخت و غيرقابل تغيير، مردم را به پذيرش خشونت و سركوب واداشتهاند و نسلهاي جوان را از فرصت تجربه زندگي سالم و خلاقانه محروم كردهاند.
اين كتاب نشان ميدهد توانايي مغز براي كنار گذاشتن سريع الگوهاي مستحكم و پذيرش اطلاعات جديد، انعطافپذيري ذهني نام دارد. اين توانايي قابل تمرين است و هر بار كه با ديدگاههاي متفاوت روبهرو ميشويم و بدون ترس از تغيير فكر ميكنيم، اين توانايي قويتر ميشود. در جوامعي كه اين توانايي كاهش يافته باشد، ديكتاتوريها راحتتر قدرت ميگيرند، آزاديها محدود ميشوند و زيباييهاي ساده زندگي از قبيل شادي، هنر، خلاقيت، گفتوگو و همدلي، از مردم دريغ ميشوند. زندگي روزمره به جاي لذت، تبديل به مجموعهاي از محدوديتها و ترسها ميشود و اين همان چيزي است كه راديكاليسم سياسي و نظامهاي اقتدارگرا به شكل ملموس به جوامع تحميل ميكنند.
در طول كتاب لحظات انساني زيادي وجود دارد. لحظاتي كه آدمها براي باورهايشان ميجنگند، لحظاتي كه از شنيدن حرف مخالف ميترسند، لحظاتي كه در يك جمع به خاطر ديدگاه متفاوت سكوت ميكنند و لحظاتي كه يك گفتوگوي ساده مسير زندگي را تغيير ميدهد. اين كتاب يادآوري ميكند كه مغز با تمام پيچيدگيهايش، ابزار شگفتانگيزي براي رشد و فهم است، اما اين ابزار وقتي بهتر عمل ميكند كه خود را در معرض تنوع اطلاعات قرار دهيم، سوال كنيم، گفتوگو كنيم و درك كنيم كه هر انساني محصول تجربههاي خود است.
در جهان امروز، ديدن دنيا از زاويههاي مختلف و تمرين انعطاف ذهني اهميت بيشتري پيدا كرده است.
جريانهاي خشونتطلب و افراطي، هميشه در كمينند تا از ترس و عدم فهم ديگران استفاده كنند. آنها زيباييهاي زندگي را از مردم ميگيرند و شادي را به يك خاطره دور تبديل ميكنند. كتاب نشان ميدهد كه اگر هر فرد بتواند ذهنش را باز نگه دارد، گفتوگو كند و تفاوتها را بپذيرد، ميتواند بخشي از جرياني باشد كه از خشونت پرهيز ميكند و زندگي را براي ديگران زيباتر و انسانيتر ميسازد.
اين كتاب نقشهاي براي سفر دروني است. سفري براي شناخت ريشه باورها، درك چگونگي شكلگيري آنها و مسيرهاي تغييرشان. اين اثر، بيش از يك كتاب علمي است. دوست دانايي است كه يادآوري ميكند دنيا پيچيدهتر از آن است كه در يك باور محدود شود و مغز شگفتانگيزتر از آن است كه نتواند رشد كند. مهمتر اينكه نشان ميدهد انعطافپذيري ذهني، به مهرباني، هنر، خلاقيت و زندگي شادتر در جوامع منجر ميشود، حتي در برابر تهديد جريانهاي خشونتطلب و راديكاليسم سياسي.
اين اثر ما را دعوت ميكند تا به جاي تسليم شدن به باورهاي سخت، به گفتوگو روي بياوريم، با ديدگاههاي متفاوت روبهرو شويم و با تمرين انعطافپذيري ذهني، راهي براي زندگي جمعي بهتر بسازيم. نشان ميدهد كه هر انسان توانايي تغيير دارد و جامعهها وقتي افرادشان آماده پذيرش و فهم باشند، ميتوانند سرشار از خلاقيت و شادي شوند. كتاب يادآوري ميكند كه باورها و ايدئولوژيها ساخته دست ما هستند و ما ميتوانيم با آگاهي، رشد و انعطاف آنها را شكل دهيم تا دنيايي انسانيتر و زيباتر بسازيم.